أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

452

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

وقت فرصتى براى اقدام بر ضد شريف سعد به دست آورد و روى اين مسأله به جِد ايستاد . وى ابتدا دولت عثمانى را قانع كرد تا به مصر فرمان داده سه هزار سپاهى به مكه بفرستد و از حلب نيز دو هزار سپاهى اعزام كنند . اين سپاه اعزام شد و فرماندهى آن در اختيار صاحب حلب حسين پاشا گذاشته شد . به حسين پاشا هم گفته شد تحت امر شيخ محمد بن سليمان مغربى باشد . « 1 » سپاه مصر در موسم حج سال 1083 به مكه رسيد و در جرول لشكرگاه زد . سپاه حلب هم در منطقهء زاهر مستقر شد . شريف سعد با زيركى متوجه قضايا شد و سخت مراقب خود بود . حسين پاشا و مغربى در وقت رسيدن به مكه ، قصد رفتن به مسجد را كردند . آنان مناسك خويش را به جاى آورده ، با شريف روبرو شدند و اظهار دوستى كردند . حسين پاشا دست شريف را نيز بوسيد و تا نيمه شب در خانهء او ماند . سپس شريف سعد كسى را فرستاد تا خلعت معهود را از پاشا بگيرد . اما پاشا گفت بهتر است نزد او برود و قهوه‌اى با يكديگر بخورند . شريف نپذيرفت و گفت قاعده بر اين بوده است كه خلعت را نزد من بفرستند . پاشا پيغام داد كه خلعتى نزد من نيست . در اين وقت شريف سعد آمادهء نبرد شد و پاشا كسى را فرستاد تا نداى امان سر دهد و سپس خلعت را براى شريف سعد فرستاد . سپس همگى عازم عرفات شدند ، و دو گروه در آنجا توقف كردند ، در حالى كه هر يك از آنان از ديگرى واهمه داشت . وقتى به منى آمدند ، شريف شب را به صبح آورد و طبق معهود ، در انتظار اعلان فرمان تأييد خود بود كه خبرى نشد . كسى را نزد پاشا فرستاد و پاشا از او خواست نزد وى برود كه شريف نپذيرفت . در اين وقت اعصاب شريف به هم ريخت و دريافت كه اوضاع وخيم‌تر از آن است كه فكر مىكند . اما او كه مىديد طاقت مقابلهء با آن سپاه را ندارد ، همراه با شمارى از يارانش مخفيانه از منى خارج شده به سمت طائف و از آنجا به فبيشه رفت و سرانجام خود را به دربار عثمانى در تركيه رساند .

--> ( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى .